
تعریف ساختار 0-4 :
ابداع کننده این ساختار زیگو برزیلی می باشد. این ساختار دارای دو عقب گیر و دو فلنک می باشد که بازیکنان به صورت هلالی در زمین می ایستند.
این ساختار کاملا تهاجمی می باشد و مربوط به حمله سازمان یافته می باشد و نحوه استقرار بازیکنان بسیار مهم می باشد.

شرح وظایف عقب گیر در سیستم 0-4 :
در این ساختار عقب گیر به عنوان مدیریت دینامیک تیم می باشد. بازی بدون محور ثابت و با تحرک مداوم
وظایف تاکتیکی :
- شروع کننده حمله (Build up): بازی سازی از عقب گیر شروع میشود و با پاس های دقیق باعث چرخش توپ بین بازیکنان می شود.
- پوشش در انتقال منفی ( Defensive Transition)
- انتقال فاز ها
- بازی سازی ساختار بعد از overlap یا چرخش ناموفق
- استفاده از Pressing Traps یعنی تله های فشاری
- آگاهی محیطی (awareness) : مدیریت فضا + پیشبینی پرس + ساخت حمله
- در Counter Press نقش مهمی دارد
- حفظ تعادل تیم در حمله
- ارتباط کلامی و رهبری تیم در زمین + تحلیل پویای جریان بازی
- درک مبانی بدون توپ و با توپ برای مثال با توجه به چرخش در این سیستم بداند اگر فلنک شد حالت بدنش باید موازی با خط طولی باشد و اگر عقب گیر بود باید رو به دروازه حریف باشد. باید زاویه دار بایستد تا هم بتواند پوشش بدهد هم بتواند فشار بیاورد
- کنترل سرعت بازی
وظایف تکنیکی:
- سرعت در تصمیم گیری و تکنیک تحت فشار
- چرخش توپ ( Ball distribution )
به این معناست که وقتی مالک توپ هستیم ولی راه حلی برای بردن توپ به منطقه گلزنی نداریم باید عقب گیر با استفاده از پاس های آرام و زاویه دادن، توپ را به آن منطقه برساند.

مهارت در دریافت پاس که دارای 3 حالت می باشد :
- Half turn به معنای گرفتن توپ با نیمچرخش بدن طوری که سریع بتوان به سمت دروازه حریف چرخید و بازی را رو به جلو (منطقه پیشروی) ادامه داد. (چرخش نیمه حدود 90 درجه انجام دهید تا بتوانید همزمان هم توپ هم زمین حریف را ببینید.
- Freeze control وقتی توپ رو دریافت میکنی، به گونه ای توپ را کنترل کنید که هم توپ کامل تحت اختیار باشد، هم مدافع نتواند راحت به شما فشار بیاورد یا توپ را بزند.
- دریافت در زاویه های مختلف و با جهت گیری مناسب برای بازسازی سریع.
- شوت زنی، دریبل هدف دار و محدود
- ارسال انواع پاس مثل پاس کوتاه و سریع در فضاهای بسته، پاس های مورب یا بین خطوط، پاس با هر دو پا، پاس های تخریبی
شرح وظایف فلنک در ساختار 0-4 :
در این ساختار فلنک شدیداً وابسته به تحرک دائمی، درک فضایی بالا و واکنش سریع به تغییر فاز است. یعنی فلنک باید مثل مغز متحرک کنار زمین کار کند.

وظایف تاکتیکی فلنک:
- ایجاد عرض حداکثری :
با باز نگه داشتن فضا در کنارهها باعث کشیده شدن ساختار دفاعی حریف میشود. - تحرک بدون توپ با تغییر سرعت و مسیر :
با دویدنهای مورب، تغییر سرعت ناگهانی، و فریب (Fake Runs) به فضاهای آزاد نفوذ کند. - دویدنهای منحنی
- فرار پشت مدافع کناری (wing defender)
- ایجاد عمق در کنارههای زمین
- ایجاد زاویه برای پاسهای اریب (diagonal passes)
فلنک حرکت منحنی را طوری انجام میدهد که هم مدافع رو دور بزنه و هم تو زاویه دید فرد ارسال کننده پاس قرار بگیرد.
- همکاری در چرخشهای پیوسته:
در زمان چرخش تیمی با جایگیری هوشمندانه، نفرات دیگر را ساپورت کند و در صورت نیاز جایش را تغییر دهد (Overlap). - آگاهی محیطی (awareness)
تشخیص فضا + حرکت بدون توپ + زدن ضربه نهایی
- ساختاردهی به حمله :
فلنک باید بتواند به موقع در فضاهای بین خطوط ظاهر شود و گزینهی پاس پیشرو باشد. - مشارکت در ترنزیشنهای سریع:
هم در ضد حمله سریع بعد از توپگیری شرکت کند، هم در بازگشت سریع به دفاع هنگام از دست دادن توپ. - حفظ ساختار تیمی و ارتباطات در زمین :
با یار کناری و عقبگیر در ارتباط دائمی باشد تا ساختار ۴ نفره تیم در حمله و دفاع حفظ شود. - درک لحظات سرعت دادن یا کند کردن بازی :
تشخیص بدهد چه زمانی باید بازی را سرعت بدهد (حرکت در عمق) یا بازی را آرام کند (حفظ توپ در کنارهها).
وظایف تکنیکی فلنک:
- کنترل جهت دار توپ
فلنک باید توپ را طوری کنترل کند که یا فضای بازی را به روی خودش باز کند، یا حریف را به اشتباه بیندازد (کنترل فریبنده = انگار میخواهد به سمتی برود اما لحظه آخر جهت را عوض کند). - دریافت نیمچرخشی (Half Turn) و دریافت فریبنده (Body Feint on Reception):
هنگام دریافت توپ، بدن را جوری تنظیم کند که حریف را فریب دهد و سریع بتواند جهت حمله یا پاس را تغییر دهد. - حرکت بدون توپ با فریب:
فلنک باید با تغییر سرعت، تغییر مسیرهای کوچک و فریب بدنی بدون توپ، مدافع را گیج کند و در موقعیت آزاد دریافت کند. - ارسال پاسهای جهتدار و فریبنده ( پاس معکوس):
پاسهایی بدهد که نیت اصلیاش پنهان بماند؛ مثلاً بدنش را برای پاس به یک سمت نشان دهد ولی به سمت دیگر پاس بدهد. - کار با هر دو پا :
توانایی استفاده طبیعی از هر دو پا در پاس، شوت، و کنترل توپ برای حفظ غیرقابل پیشبینی بودن در حرکات. - دریبل محدود ولی موثر :
دریبل سریع و کمتماس برای عبور از خط فشار اول حریف، بدون حرکات اضافی که ریسک لو دادن توپ را بالا ببرد. - شوتزنی در لحظهی غافلگیری :
توانایی شوتزنی ناگهانی از کمترین فرصت ممکن بدون نیاز به آمادهسازی زیاد. - ریسایکل کردن توپ(چرخاندن دوبارهی توپ در زمین بدون ریسک، برای حفظ مالکیت و ساخت موقعیت بهتر):
در مواقعی که امکان پیشروی نیست، فلنک باید بتواند با پاسهای زاویهدار ساختار حمله را حفظ کند و دوباره حمله بسازد.

- کنترل ریتم بازی (Tempo Control):
بسته به وضعیت بازی، با لمسهای کوتاه و بازیسازی سریع ریتم را تند کند یا با کنترل بیشتر و پاسهای امن، بازی را کندتر کند. - درک فضایی در فضاهای تنگ:
توانایی فهم موقعیت خود نسبت به توپ، همتیمیها، و مدافعان، برای تصمیمگیری سریع و صحیح در فضاهای محدود.
در مجموع میتوان گفت ساختار ۴-۰ یعنی تحرک مداوم، تصمیمگیری سریع، ساخت فضا با هوشمندی و کنترل بازی با پاسکاری.

